أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
پيشگفتار 7
تجارب الأمم ( فارسى )
مىنمودند به نرمش پرداخت ، با پذيرفتن عنوانى براى رئيس بنى فاطمه كه بعدها به لقب « نقيب طالبيان » شناخته شد و نگاهدارى محترمانهء او در دربار ، اين شعار را نيز از دست قيام كنندگان ايرانى كه بيشتر زير پرچم يكى از « طالبيان » به پا بر مىخواستند بگرفت ، او با اين شيوه پايههاى همكارى عباسيان با گنوسيستهاى معتدل و خاندان طالبيان بر ضد گنوسيستهاى تندرو را استوار نمود . عباسيان براى تقويت اين همكارى ، بر عنوان « هاشمى » بودن ، بيش از عنوان « عباسى » بودن تكيه مىنمودند و شايد به همين سبب سياست همكارى عباسيان با گنوسيستهاى معتدل ، بر ضد گنوسيستهاى حاد را هانرى لائوست « سياست هاشمى » ناميده است ( سياست و غزالى ترجمهء مظفرى ، ص 45 ) . چنان كه در سراسر اين دو مجلد مىبينيم هميشه تندروان دو طرف اين كشاكش فداى پيروزى ميانهروان دو طرف مىشدند . اگر خليفه مىتوانست با تحريك زواقيل و آراميان پيرامن خود و به دست تركانى كه از آسياى ميانه به ايران كشانيده بود ، ( 5 : 64 ترجمه ) تندروانى چون مرداويج رهبر آذربايجانيان را در گرمابهء خانهاش بكشد ( 5 : 416 ترجمه ) نرمشگرايان بويهاى هم توانستند ، با كمك همان خاندانهاى باستانى تنزيهگراى مسلمان ايران باخترى ياد شده ، با تكيه بر سياست ميانه روانهى « هاشمى » حكومت بغداد را به دست آرند و عمامهى خليفه را به گردن او انداخته او را معزول كرده ديگرى را بر جايش نشانند ( 6 : 120 - 121 ترجمه ) . سود سياست ميانهرو هاشمى براى عباسيان جلوگيرى از تندروان ناسيوناليست ايرانى چون مرداويج و تندروان مذهبى چون قرمطيان خليج فارس و اسماعيليان مصر بود كه در اعلاميهء راضى ( 5 : 426 ترجمه ) و تكذيب نامهء نسب فاطميان مصر به سال 402 ه ( تغريبردى ، نجوم الزاهره 4 : 229 و مقريزى . اتعاظ الحنفاء ص 58 ) نشان داده مىشود ، براى بويهئيان نيز همان دو سود را مىداشت و نشان خرسندى ايشان سخنرانى صيمرى است كه در ( 6 : 121 ترجمه ) ديده مىشود . تكيهگاه فرمانروايان تيسفون و بغداد در سراسر دوران ساسانى ، سپاهيان ايرانى با فرهنگ و ايدئولوژى زردشتى بر تيسفون حكومت مىكرد ، اكثريت مردم خاور دجله را ايرانيان كرد و لر و مردم باختر فرات را آراميان سريانى ، نبطى و . . . تشكيل مىدادند . پس از سقوط تيسفون به دست تازيان در دو سدهء آغازين ، اكثريت آراميان منطقه ، كه هم نژاد عربها بودند ، از نظر ساختمان حنجره و گلو به سادگى توانستند زبان خود را به عربى تبديل كنند و پس از چند نسل ، نسبت ولائى خود را كه